زن خاموششده
( پابلو نرودا )
اگر به ناگهان تو نباشی
اگر به ناگهان تو زنده نباشی
من زندگی را ادامه خواهم داد.
جرأت نمیکنم
جرأت نمیکنم بنویسم
اگر تو بمیری
من زندگی را ادامه خواهم داد
زیرا
جائی که انسان صدائی ندارد
صدای من آنجاست.
وقتی سیاهپوستان را می زنند
نمیتوانم مرده باشم.
وقتی برادرانم را میزنند
باید با آنها بروم
وقتی پیروز
نه پیروزی من
بلکه پیروزی بزرگ
میآید
هرچند گنگ
باید حرف بزنم.
باید آمدنش را ببینم
اگر کورم...
نه،
مرا ببخش
اگر تو زنده نباشی
اگر تو، عزیز
عشق من
اگر تو
مرده باشی
تمام برگها در سینهام فرودمیآید
و روحم شب و روز
بارانی خواهد بود
و برف قلبم را خواهد سوزاند
من باید
باسرما و آتش
با مرگ و برف
راه بروم
و پاهایم میخواهند قدم بزنند
به جائی که تو خفتهای
اما
من زندگی را ادامه خواهم داد
زیرا تو خواستی
بیش از هرچیز
من رام نشدنی باشم
عشقم
زیرا تو میدانی
من فقط یک مرد نیستم
بلکه همهی مردانام...
...
نرجمه : مهناز بدیهیان
2010-02-15
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

3 نظرات:
ziba bood
درود خانه نو مبارک ترجمه شعر هم زیبا بود.بدرود
خوشحالم که همچنان امیدوارانه و زیباتر مینویسی و ادامه میدهی...
ارسال يک نظر