حسين منزوي
اي دريغ از يك شكوفه! نوبهاران را چه شد؟
حسرتا از يك جوانه! شاخساران را چه شد؟
صد هزاران گل به خاك افتاد و بانگي برنخاست
«عندليبان را» چه پيش آمد؟ هزاران را چه شد؟
ماه خونين است در آيينههاي آبشان
چشمهساران را چه رفت و جويباران را چه شد؟
اسبها پي كرده و مردان به خون غلتيدهاند
حافظا تا چند ميپرسي سواران را چه شد؟
در شكاف هر درختي جابهجا خون لخته بست
بيد بنها را چه پيش آمد چناران را چه شد؟
آه بر خاك شهيدان خونشان خوشيد و ماند
خون چرا با خون نشويد ابر؟ باران را چه شد؟
ديگر از نسل وضوي عشق با خون كردگان
مرد ميداني نزايد، روزگاران را چه شد؟
شب شبيخون زد به صبح ما و گر چونين نبود
حاصل بيخوابي ما شب شماران را چه شد؟
ظلم از حد بر ظلمت، آن كشيده نيزهها
- از شعاع آفتاب- آن شب شكاران را چه شد؟

1 نظرات:
کانون حقوق بشر و روابط بین الملل ال یاسین
لوگوی کانون جهت استفاده در وب سایت ها یا وبلاگ های هموطنان عزیز در سرتاسر دنیا :
با قرار دادن این لوگو در وبلاگ یا وب سایت خود گام بزرگی در راستای احقاق حقوق بشر در ایران بر می دارید پیشاپیش از همراهی شما عزیزان، سپاسگزاریم و دست یاری تان را برای داشتن ایرانی آزاد به گرمی می فشاریم
کانون حقوق بشر و روابط بین الملل ال یاسین
www.ayahra.org
ارسال يک نظر