پس بکوش تا یک موجود انسانی بمانی
به حقیقت، اصل کار همین است.
و این بدان معناست که محکم، روشنبین و سرزندهباشی،
آری، سرزنده، به رغم هرچه جز این است.
یک موجود انسانی ماندن، یعنی:
اگر نیاز باشد، تمام زندگانی خود را، شادمانه بر "ترازوی بزرگ سرنوشت افکندن"،
اما در همان حال، از هر روز آفتابی، از هر ابر زیبا به وجد آمدن.
دنیا، به رغم جملهی دهشتهایش، چنین زیباست.
و باز هم زیباتر میتوانست باشد
اگر بر روی زمین موجودات زبون و سست عنصر وجود نمیداشتند.
شعري از رزا لوكزامبورگ
كه زينت بخش ترجمه مجيد شريف از كتاب زن شورشي تاليف ماكس گالو ست
به حقیقت، اصل کار همین است.
و این بدان معناست که محکم، روشنبین و سرزندهباشی،
آری، سرزنده، به رغم هرچه جز این است.
یک موجود انسانی ماندن، یعنی:
اگر نیاز باشد، تمام زندگانی خود را، شادمانه بر "ترازوی بزرگ سرنوشت افکندن"،
اما در همان حال، از هر روز آفتابی، از هر ابر زیبا به وجد آمدن.
دنیا، به رغم جملهی دهشتهایش، چنین زیباست.
و باز هم زیباتر میتوانست باشد
اگر بر روی زمین موجودات زبون و سست عنصر وجود نمیداشتند.
شعري از رزا لوكزامبورگ
كه زينت بخش ترجمه مجيد شريف از كتاب زن شورشي تاليف ماكس گالو ست

4 نظرات:
انقلاب يكنفره
انقلاب يكنفره
اي شير خفته،
اي خالكوبي بر سينه ي شهيد،
بر ساعد بلند راه مجاهد
كاينك متروك مانده شگفت
منويس
منويس با «راش» (1) هاي جوان؛
«اين نيز بگذرد ...»
رفيق از مطالبت خوشحال و مسرور شدم
ارسال يک نظر